خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

222

أخلاق الأشراف ( فارسى )

حضرت محمّد ( ص ) پيامبر بزرگوار اسلام است كه اخبار وجود سابق او حتّى در احاديث صحيحهء متواتره براى خود جايى بازكرده است « 1 » . بسيارى از صوفيان با پذيرفتن مذهب فيض فلوطينى ، محمّد ( ص ) را به عنوان انسان كامل با عقل كلّى يا « لوكوس » مطابقت داده ، يكى پنداشته‌اند . عبد الكريم گيلانى ( فت ، حدود 820 ه . ق . ) احتياط به خرج مىدهد و بيان مىدارد كه محمّد ( ص ) كامل‌ترين انسان است ( الانسان الاكمل ) . و همه اولياء و انبياى ديگر جانشينان و خلفاى او هستند . او بر اين عقيده است كه در هر عصرى ، محمّد ( ص ) صورت يك ولىّ زنده را به خود مىگيرد ، و بدين صورت خود را به پاكان و صوفيان و عارفان ، نمايان مىسازد . همين‌طور گيلانى مىكوشد تا اين نكته را هر چه بيشتر اسلامى كند ، زيرا مىگويد كه انسان كامل بايد به اطاعت از قانون شرع ادامه بدهد . در ادامهء سخن خويش مىگويد : « كمال ذات تو مبارك از اينست كه از راه كشف بدانى كه تو اويى و او تو است ، و اين نه حلول است و نه اتّحاد ، زيرا . . . عبد ، عبد است و ربّ ، ربّ است : نه عبد ربّ مىشود و نه ربّ عبد » « 2 » . مىتوان گفت در عالم اسلامى ريشهء اين انديشه از بايزيد بسطامى ( فت ، 261 ه . ق . ) است . زيرا او انسان كامل را به معنى بالاترين انسانى يا عارفى « 3 » مىداند كه وحدت خويش را با خدا تحقّق بخشيده است . وى از صوفىيى سخن مىگويد كه پس از فانى ساختن خويش ، برخى از اسماى الهى را صاحب مىشود ، و پس از آن انسان كامل تام ( « الانسان الكامل التامّ » ) مىگردد . مىتوانيم انسانى را كه توسّط بايزيد اين چنين توصيف شده با الانسان الكامل يكى بدانيم ، اين تعبير ، يعنى

--> - و آن : تفسير سرّى كتاب مقدّس ميان ربن‌هاى يهود و برخى مسيحيان قرون وسطايى است كه در آغاز دهن به دهن نقل مىشد ، و بعدها به صورت مكتوب درآمد ( - دائرة المعارف فارسى ، 2 / 2011 ) . ( 1 ) . اشاره است به حديث « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » ( نجم رازى ، مرصاد ، 129 ، دكتر رياحى ) و نيز - : . 170 ، " al - lnsa ? n al - Ka ? mil " ، . Shorter Ency , Of Islam , art . ( 2 ) . گيلانى ، الانسان الكامل ، 13 و 181 . ( 3 ) . . Mystic .